تخصص فروشندگی؛ شکلات مَلس و میوه های خراب

زنی که صندلی جلوی ماشین نشسته بود گفت من سر میدان نمی توانم چیزی بخرم فروشنده ها شعبده بازی می کنند.
پرسیدم مگر چه کار می کنند؟
گفت هرجور دست این ها را نگاه بکنی می ای خونه چند تا ...

وقتی ترامپ روی سربندی خانه های گیلان هم تاثیر می گذارد

مرد آهنگر گفت از الان تا آخر خرداد ماه سال دیگه وقتم پره، همینجوری نوبت سربندی دادم به مردم. راننده گفت خدا بازارت را گرم کنه، تو که همش می نالیدی، می گفتی آهنگری دیگه نانی نداره.

آهنگر گفت نه خدا را ...

پل رودباری و باهنر رشت ترافیک را کم می کنند؟

مرد میانسالی که صندلی جلوی ماشین نشسته بود پرسید پُل رودباری تمام شد؟راننده گفت نه،باهنر و حمیدیان تمام شده، رودباری خیلی کار داره.مرد گفت خلاصه بعد از چندین سال توی رشت چند تا پل ساخته شد.

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی *- ...

ماجرای دبه پرماجرا اول صبح در یکی از تاکسی های رشت

راننده گفت آزمایشگاه مگه دبه می ده؟
مرد گفت به من هم اولین بار است که دبه داده، قبلا می رفتم آزمایش خون و ادرار می دادم و برمی گشتماختصاصی کلانشهر: رضا حقی *- ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است ...

استرسم را کنترل نکنم به جای بیمارستان توتونکاران باید بروم شفا

پشت چراغ قرمز که ایستادیم، خانمی بچه بغل به طرف راننده آمد، گفت خدا خیرتان بدهد یه کمکی بکنید.راننده ۵ تومن به او داد. خانمی که عقب ماشین نشسته بود ۱۰ تومن به راننده داد و گفت این را لطفاً ...

میرزاکوچک خان در رشتِ الان هم راه خانه اش را راحت پیدا می کند 

مرد در حالی که پیاده می شد به راننده گفت همان بهتر من سال یکی دو بار می آم رشت، این ها را کمتر می بینم، اعصابم مثل شما زیاد خُرد نمی شه

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی *- ماشین نگاره» عنوان سلسله ...

جراحی قلبِ صاحب یک گربه در رشت؛سکته گربه روی تخت صاحب

زن میانسال در حالی که با تلفن صحبت می کرد گفت: می دونی یک مشکل خیلی بزرگ هم پیش اومده، امروز رفتم خونه شما به گربه تون غذا بدم، دیدم گربه کنار تخت مادرت هست تا منو دید رفت بالای ...

سلام نظامی به راننده ای که ۲۵ سال است در جاده رشت به تهران می راند

راننده نگاهی به من کرد و گفت از بچگی عشق ماشین داشتم، پدرم هم راننده این خط بود. بنز ۱۹۰ داشت. گاراژ جفرودی اول شریعتی نزدیک میدان شهرداری رشت.اختصاصی کلانشهر: رضا حقی *- ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در ...

نسل سوخته، زن بابای سیندرلا و دختر جوان رشتی که می خواست تا ساعت ۱۲شب، خانه دوستش باشد

راننده گفت موقعی که ما کوچک بودیم هرچی پدر و مادر مان می گفتند، می گفتیم چشم. الان هم که خودمان پدر شدیم هرچی بچه هایمان می گن، می گیم چشم. دختر گفت اینکه خوبه، شما همیشه حرف آخر را ...

لحظات شاد رزمندگان جوان قبل از عملیات «کربلای۵»
۱۷ دی ۱۴۱۵ من را تحویل خانواده بده
19 دی 1403

۱۷ دی ۱۴۱۵ من را تحویل خانواده بده

مجید گفت پس این دفعه با هدف گرفتن بصره میریم، آره؟امیر گفت اگه خدا قبول بکنه.رو کرد به من گفت شنیدم عکسی از پالایشگاه بصره گرفتی؟

گفتم آره، هنوز چاپ نشده

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی *- ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است ...

سرشماری کشاورزی در گیلان و صاحب پاساژی در رشت که بعد از مرگش تعداد زن و بچه‌هایش مشخص شد

مردی که سوار تاکسی شده بود گفت: من ساکن رشت هستم، ولی آنجا شش هزار متر بیجار دارم. مادرم در روستا زندگی می کند

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*- «ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) می گذرد و ...

چاقی گیلانی‌ها از گرانی گوشت و مرغ است یا خوردن برنج و نان؟ پیشنهاد استفاده از «پشم باقلا»

خانم جوان گفت همین نان و برنجی که اکثراً می خوریم، چون مصرف گوشت و مرغ و ماهی به علت گران بودن کمتر است مردم بیشتر نان و برنج که ارزان تر است می خورند که یکی از علت های ...

«دهنه» تختی رشت بهتر است یا «سَرِ» باقرخان تهران

مرد جوان رو به راننده کرد و گفت توی رشت همه اینجوری اسم خیابون ها رو می گن؟راننده پرسید چطوری می گن مگه؟مرد جوان گفت عوض اینکه بگن سر تختی، می گویند دهنه تختی. درست نیست. دهنه تختی چیه آخه.

اختصاصی ...

نظرسنجی برای پخش «خانم گل آی خانم گل»، مداحی یا رادیو از تهران تا رشت

راننده مرد جوانی بود. داد می زد رشت، رشت،دو نفر. کمی از ماشین دور شد و به طرف میدان آزادی تهران رفت و همچنان با صدای رشت دو نفر به دنبال مسافر چشم می چرخاند

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*- «ماشین نگاره» ...

از «ایست، دو بچه کافیست» تا وام فرزندآوری برای پدرِ دوقلوها در رشت

راننده گفت تو کل فامیل ما هیچ بچه کوچکی دیده نمی شه حالا دولت هی وام بده ببینم چی می شه

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*- «ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) می گذرد و چهارشنبه هر هفته ...

اندوه مردِ مسافرکِش در رشت که بچه‌دار نمی‌شود و مادری که از فرزندانش کلافه است

زن در حالی که تلفنش را داخل کیفش می گذاشت گفت از دست این بچه ها، گفتیم این یکی را شوهر دادیم رفت یه خورده راحت بشیم، آنوقت تو خونه اش موش دیده، می گه بیا موشو بگیر. راننده با ...

وقتی هزینه جراحی قلبی باعث سکته می‌شود

پرسیدم هزینه عمل قلب مگه چقدر می شه؟گفت ۴۵۰ تا ۵۵۰ میلیون تومان.خواهرم گفت قرارداد با بیمه داره؟راننده گفت بیمارستان با بیمه قرارداد نداره. اول پول می گیرد بعد عمل می کند و فاکتور می دهند

اختصاصی کلانشهر:رضا حقی*- «ماشین ...

احساس تحقیر یک بازنشسته در نمایندگی بیمه تکمیلی رشت

مرد گفت ۳۰ میلیون تومان فاکتور دندان مصنوعی داشتم و رفتم مقداری از پولش را از بیمه تکمیلی بگیرم که گفتند دندانت را در بیاور و جلوی دهانت بگیر و یک عکس بگیر بعد دندانت را داخل دهانت بگذار و با ...

ماه عسل عجیب از گیلان به مشهد؛با همراهی هوو و چمدانی از استخوان‌های مادرشوهر

از راننده پرسیدم شما ماه عسل کجا رفتی؟ راننده با خنده گفت ما رفتیم «دانای علی» رشت را دور زدیم برگشتیم خانه خودمان...اختصاصی کلانشهر:رضا حقی*- «ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) می گذرد و چهارشنبه هر ...

مسافری که در اتوبوس رشت-تهران نگران قضا شدن نماز صبح بود 

راننده رو به شاگردش گفت رسیدیم کرج دادی بزن،مسافران بیدار شن، هر کس خواست کرج پیاده بشهاختصاصی کلانشهر: رضا حقی*- «ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) می گذرد و چهارشنبه هر هفته در کلانشهر منتشر می شود. (بیشتر ...

ماجرای نوجوان سیگاری که یتیم به دنیا آمد و پسری که توسط برادرش سیگاری شد
باج یک ریالی به زن همسایه در رودبار برای فاش نکردن راز سیگار نزد پدر
4 مهر 1403

باج یک ریالی به زن همسایه در رودبار برای فاش نکردن راز سیگار نزد پدر

نوجوان که به مقصد میدان توشیبای رشت سوار تاکسی شده بود گفت: مگه کنار جاده سیگار ریخته بود؟ راننده گفت بعضی از راننده ها و مسافرها  سیگار را تا آخر نمی کشیدند مثل تو که الان نصفه سیگار را انداختی ...

بلایی که با خوردن زرشک پلو نازل شد 
وقتی سوزش نفت، خجالت، ترس از خمپاره ، خنده و گریه قاطی شد
28 شهریور 1403

وقتی سوزش نفت، خجالت، ترس از خمپاره ، خنده و گریه قاطی شد

مجید داد زد مرغ؟ بعد همدیگر را نگاه کردیم. ناصر گفت نه برادر، ما این شام را نمی خواهیم مال خودتون. مرد با تعجب گفت واسه مرغ که همه سر و دست می شکنند بعد شما مرغ نمی خورید؟

اختصاصی کلانشهر: ...

«برنج بینی» روزی یک میلیون و ۲۰۰ ،برنج کیلویی ۸۵هزار تومان
گلایه‌های پیرمرد برنجکار گیلانی؛همه چیز گرانتر شده، قیمت برنج ارزانتر
21 شهریور 1403

گلایه‌های پیرمرد برنجکار گیلانی؛همه چیز گرانتر شده، قیمت برنج ارزانتر

پیرمرد که صندلی جلوی تاکسی نشسته بود تا به «دارسازی» رشت برود گفت: نسبت به پارسال کود و سَم را گران تر خریدیم، پول آب بیجار را گران تر دادیم، کارگر و تراکتور هم گرانتر شده، اجناس گرانتر شده، ولی ...

اندر احوالات مسافرانی که در رشت چادر می زنند و رشتی هایی که به شهرهای دیگر سفر می کنند

خانمی که صندلی جلوی تاکسی نشسته بود با اشاره به چادرهای مسافرانی که در تعطیلات به رشت سفر کرده اند گفت احتمالاً می خواستند به کوه یا دریا بروند دیگر شب شده، رسیدند اینجا خسته شدند همین جا خوابیدند.اختصاصی کلانشهر: ...

سربازی که در پادگان،  نماز جماعت نمی خواند

پرسیدم یعنی توی همه پادگان ها نماز خواندن اجباریه؟ جوان گفت نه بستگی به مدیریت پادگان داره بعضی از دوستان پادگان های دیگه بودند، نماز اجباری نبود

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی * -ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل ...

در جستجوی چاه کَن در سبزه میدان رشت

مرد میانسالی که در صندلی عقب ماشین نشسته بود گفت سبزه میدان، محدوده ای که بین دو تا مسجد هست، همیشه چاه کَن ها هستند. می خواهی برای خانه ات چاه بکنی ؟

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی * -ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی ...

ماجرای دو مسافرِ عینک رشت؛ دو وام و بانکی که می خواهد خانه ضامنِ بازنشسته را مصادره کند 

پیرمرد گفت حالا چطور می خواهی هر دوتا وام را تسویه کنی؟زن گفت چند روز دیگر برنج بیجار امسال را درو می کنم و می فروشم و تسویه می کنم. پیرمرد گفت باز شما بیجار داری من چه کار بکنم؟

اختصاصی ...

جریمه راننده زیر پل گاز رشت؛سوئیچ را بردار و فرار کن

راننده  گفت پارسال زیر پل گاز یک لحظه حواسم نبود به پای یک جوان حدوداً ۱۷_ ۱۸ ساله زدم. دیدم چیزی نشده پیاده نشدم. جوان به طرف من آمد گفت: داداش حداقل پیاده می شدی ببینی چیزی شده یا نه

اختصاصی ...

ماجرای درمانگاه های بدون امکانات عصب کشی دندان در رشت

دکتر گفت دیروز نبودم، من سه روز در هفته درمانگاه رشتیان هستم، سه روز دیگه به درمانگاه خیابان لاهیجان می روم. راننده گفت دندانم را می خواستم بکشم دیدم نیستید رفتم تامین اجتماعی کشیدم

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*-«ماشین نگاره» عنوان سلسله ...

ماجرای سرویس دهی صلواتی یک راننده تاکسی در رشت که سالی ۵ روز نماز می خواند

دختری که بغل دست خانم نشسته بود به کتف او زد و گفت بفرمایید یاد بگیرید اینقدر به همه چیز اصرار نکنید. خانم در حالی که پیاده می شد به راننده تاکسی گفت خدا به من و خانمت صبر بده ...

سیاه کولی کیلویی 700هزار تومان؛مردم چه جوری زندگی می کنند؟
بحث درباره «فروش آینده» و امداد غیبی تا سه راه پاستوریزه رشت
20 تیر 1403

بحث درباره «فروش آینده» و امداد غیبی تا سه راه پاستوریزه رشت

راننده تاکسی گفت ما که صبح تا غروب با مردم سر و کله می زنیم همه دارن می نالند چه جوری دارن زندگی راه می برند خدا عالم است.اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*-«ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) ...

گیجی بعد از تماشای مناظره های انتخاباتی و جولان «سَبَج» در عمق استراتژیک جیب
وقتی نشای برنج در گیلان روزی ۸۰۰هزارتومان است و هر کیلو برنج ۷۵هزار تومان
13 تیر 1403

وقتی نشای برنج در گیلان روزی ۸۰۰هزارتومان است و هر کیلو برنج ۷۵هزار تومان

گفتم خلاصه مناظرات انتخاباتی خوب تاثیر گذاشته روی شماها. راننده گفت نه بابا، این بنده های خدا جوری حرف می زنند انگار از کشورهای دیگه اینجا آمدند. باید یکی حرف های این ها رو برای ما ترجمه کنه.

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*-«ماشین ...

توصیه راننده تاکسی اجاره ای در رشت به کاندیداهای ریاست جمهوری؛صاحب ماشین نیستید؛شَر مرسانید

جوانی که کنار من نشسته بود گفت اینا اول که می خوان بیان می گن من این کارو می کنم اون کارو می کنم، یکی می خواد سالی چند میلیون خونه برای مردم بسازه، یکی می خواد طلا بده، یکی ...

مادربزرگی که به خاطر سربازیِ نوه، عاشق پلیس است
هرروز ناهار کنار نوهِ سرباز در سراوان، جاده انزلی و سنگر
30 خرداد 1403

هرروز ناهار کنار نوهِ سرباز در سراوان، جاده انزلی و سنگر

گفتم فکر کنم یک علت دوست داشتن نوه ها از طرف مادربزرگ و پدربزرگها  اینه که گرفتاری بچه مال پدر و مادر است شیرین کاریش برای پدربزرگ و مادربزرگ. خانم سالمند گفت گرفتاریش چیه؟ گفتم مریضیش، شیر خشک، پوشک و ...

کاش در 5 دقیقه ظهورِ دیوانگی به تور هم نخوریم
دعوا بر سر پول پاره در تاکسی رشت
24 خرداد 1403

دعوا بر سر پول پاره در تاکسی رشت

راننده در حالی که قبل از پُل چمارسرای رشت ترمز می کرد، اسکناس ها را به طرف مرد جوان گرفت و گفت اصلاً کرایه نمی خواهم برو به سلامت.

 مرد جوان گفت کمه، می خوای باز هم بدهم.

راننده گفت اعصابم را ...

چرا کارگر سنگ قبرشورِ تازه آباد رشت راننده تاکسی را پولدار می‌داند؟

راننده گفت چون راه خیلی باریک بود بوق زدم که کنار بایستد تا بتوانم با ماشین رد شوم. در حالی که سطل آب دستش بود و جارو را در هوا تکان می داد، گفت پولدارها را اگر کار نداشته باشید ...

روایت یک ماجرای پردردسر در تاکسی رشت؛
دزدی که هم طلاهای زنم را بُرد و هم باعث بیماری اش شد
9 خرداد 1403

دزدی که هم طلاهای زنم را بُرد و هم باعث بیماری اش شد

مرد گفت خانه ما ویلایی است. با زنم مهمانی رفته بودیم، آخر شب برگشتیم وقتی در خانه را باز کردم، خانم من اول رفت داخل و مات و مبهوت مانده بود و هیچ  حرکتی نمی کرد.

خشکش زده بود. من بد ...

تا سبزه میدان پای درد و دل زنی که همسر دوم شده بود
نفرینم کردی که زندگی دخترت را خراب کردم؟
2 خرداد 1403

نفرینم کردی که زندگی دخترت را خراب کردم؟

زن گفت الان چند ماهه یک خواستگار براش اومده. پدرش رضایت نمی ده. راننده گفت چرا؟ زن گفت می‌خواد منو بچزونه و یک پولی هم تلکه بکنه.

میگه داماد باید یک میلیارد پول شیر بها بهش بده تا رضایت بده. راننده ...

چگونه بازار رشت و خانه میرزاکوچک هر دو، طرفِ راست هستند؟ 
آدرس دادن به سبک راننده تاکسی رشتی به گردشگران
26 اردیبهشت 1403

آدرس دادن به سبک راننده تاکسی رشتی به گردشگران

مرد مسافر نگاهی کرد و گفت بازار رشت و خانه میرزاکوچک هر دو طرفِ راست هستند؟ راننده گفت نه آقا جان، بعد با دست مسیر مستقیم را نشان داد و گفت راست می‌روی بازار این طرف و با دست سمت ...

توزیع همزمان بمب خوشه ای و پرتقال خونی و ماشینی که ترمز نداشت

پرتقال درشتی دستش بود من واسه اینکه از دستش قاب بزنم گفتم اینو می گی؟ همزمان دو نفر دست‌هامان روی پرتقال بود، صدای انفجار آمد، بمب خوشه‌ای زده بودند و ما سرمان را خم کردیم و نشستیماختصاصی کلانشهر: رضا حقی*-«ماشین‌نگاره» عنوان ...